اگر از معامله در بازارها پول در میاورید باید احساس گناه کنید

  • توسط آرمین
  • 2019-06-18
  • ۰

اگر از معامله در بازارها پول در میاورید باید احساس گناه کنید.
بسیاری ازمعامله گرانی که به عنوان دانشجو نزد من می آیند ندایی در سر دارند که جمله بالارا برایشان تکرار میکند. این ندا میتواند از سمت خانواده، همسر یا حتی اجتماع اطراف آنها باشد و یا حتی به سالهای دورترو به پدر یا مادر بزرگ آنها برگردد که میگوید:

“درحقیقت این درست نیست که به عنوان یک معامله گر با صرف چند ساعت نشستن و نگاه به صفحه مانیتوربتوانید پولی چند برابر پدرو مادری کسب کنید که ساعت ها کار میکنند و گاهی برای تامین زندگی خود چند شغل دارند.

یک شغل واقعی پیدا کن. پسرم تو برای من اهمیت زیادی داری ولی معامله کردن مثل قمار میمونه و نفعی برای کسی نداره چرا یه شغل واقعی با امنیت بالا و انتخاب نمیکنی؟

معامله کردن در بازار کلا یک فریب و تقلبه. برادر من تو خوب میدونی که پول خوب فقط از تلاش و کار سخت و زیاد بدست میاد و اگر برای پول تلاش زیادی نکنی راه و اشتباه انتخاب کردی.

معامله کردن با ارزشهای درونی ما مغایر است.
با وجود این پیام های ذهنی که گفته شد معامله گرانی که نزد من می آیند به شکل واضحی هارمونی و هماهنگی بین ارزشهای درونی آنها و کسب پول از معامله گری وجود ندارد. درنتیجه زمانی که به سطح حرفه ای از معامله گری میرسند و میتوانند به طور مداوم از بازار کسب سود کنند مجدد شروع به تکرارهمان اشتباهات ابتدایی معامله گری میکنند و هر آنچه را که کسب کرده بودند از دست میدهند. درحقیقت بعضی از مراجعه کنندگان به من بیش از دو تا سه حساب معاملاتی را از دست داده اند.

گناه معامله گر چیست؟
آیا شما با کار کردن سه ساعت در روز چیز با ارزشی به دنیا اضافه میکنید؟ آیا بنظر شما این درست است که شما موفق باشید در حالی که دوستان شما روزی ۱۲ ساعت را به عنوان حسابدار، دکتر، یا وکیل در تلاش هستند؟ آیا با این موضوع که خدمت کار شما باید دو شغل داشته باشد تا اموراتش بگذرد مشکلی ندارید؟

آیا معامله گران مستقل به واقع ارزش آفرین هستند؟

ایجاد رونق و نقد شوندگی در بازارها یکی از پاسخ ها به این سوال است.
قطعا معامله گران چه آنها که مستقل هستند چه آنها که نیستند درحال افزایش ضریب نقد شوندگی بازارها هستند. اگر همین فردا هیچ معامله گری در بازار وجود نداشته باشد قیمت همه چیز نابود میشود و برای خرید و فروش هر چیزی باید زمانی چند برابر صرف شود.

کشف قیمت پاسخ دوم است. اگر معامله گران قیمت ها را شفاف نکنند خرید یک جنس مشخص چندین قیمت مختلف در سراسر دنیا خواهد داشت.

پس معامله گران نقدینگی بازارهارا فراهم میکنند و به کشف قیمت می پردازند.
آیا این دو کافیست تا بگوییم وجود دلالان و معامله گران و بازار سازها لازم است؟

چرا کار معامله گران اهمیت دارد؟
ارزش کجاست؟ به عنوان یک معامله گر خدمتی که شما به بازار و درادامه به کل اقتصاد میکنید این است که به طور دائم قیمت را به سمت ارزش واقعیش سوق می دهید ایجاد نقدینگی در بازار یک ارزش است ولی بالاتر از آن اطلاعاتی است که شما لحظه به لحظه به بازار اضافه میکنید.

به عنوان یک معامله گر مستقل شما در کسب و کار اطلاعات فعال هستید.

اگر شما خرید کنید و قیمت هم جهت تحلیل شما رشد کند، شما به بازار خدمت کرده اید.. شما قیمت را هرچند اندک به سمت ارزش واقعیش سوق داده اید و بازار به دلیل اینکه شما در شناسایی ارزش واقعی یک سهم کالا یا ارز به آن خدمات داده اید از شما تشکر کرده و به شما سود میرساند.

از طرفی دیگر اگر شما خرید کنید و بازار در جهت مخالف حرکت کند بازار سود شما را به دلیل تشخیص غلط در ارزش پس گرفته و به شخص دیگری میدهد.

آنچه شما انجام میدهید به واقع ارسال مداوم اطلاعات به بازار است. معامله گر موفق اطلاعات درست را به بازار منتقل میکند و سزاوار پاداش است و عکس آن برای معامله گر ناموفق صادق است.
ساخت یک حرفه معامله گری فراتر از خرید و فروش و سود و زیان است. هدایت قیمت به سمت ارزش واقعی، اساس این حرفه است و قطعا به صرف زمان، تحصیلات، مهارت، وضعیت ذهنی، انرژی زیاد و سرمایه نیاز دارد.

بعضی از مراجعه کنندگان من با پذیرش این موضوع که میتوانند یک حرفه سود ده داشته باشند بدون آنکه کار سختی انجام دهند مشکل دارند و زمانی که آنها نگرش خود را نسبت به نوع کار خود تغییر میدهند عمل کرد بهتری پیدا میکنند. یعنی نگرش خود را از یک معامله گر به فردی که به بازار کمک میکند تا ارزش واقعی یک کالا، ارز و … پیدا شود تغییر میدهند و هر روز تلاش میکنند تا با خرید و فروش بازار را به سمت ارزش ذاتی اش هدایت کنند آنها با این نگرش تحولی در نتیجه معاملات خود ایجاد میکنند و موفق تر از قبل عمل خواهند کرد.


نوشته ای از: ریچ فرایسن، روانشناس معامله گری


اگر به عنوان یک معامله گر در بازار دوام بیاورید، روز به روز به خود نزدیکتر میشوید.
در طی زندگی ما همیشه در معرض پیام هایی بوده ایم که از سمت اطرافیان، جامعه و عزیزانمان به سمت ما پرتاب شده اند. این پیام ها در طی دوران زندگی و به مرور به باورهای ما تبدیل شده اند.

آیا میدانید تعریف باور چیست؟
در علم NLP باور را اینگونه تعریف میکنند: اولین، و قویترین اطلاعات باور را در ما شکل می دهد.
حال کودکی را فرض کنید که با اشتیاق فراوان از یافتن یک اسکناس در چند قدم آنطرف تر به سمت آن خیز بر میدارد، که فریاد پدرش را میشنود که میگوید:

” به آن اسکناس دست نزن، کثیف است..”


بله، به همین سادگی اولین اطلاعات و قوی ترین آن در مورد اسکناس به کودک منتقل شد.

اولین اطلاعات = اولین برخورد با اسکناس،
قویترین اطلاعات = از سمت پدری که قطعا قهرمان زندگی کودک است و قصد محافظت از او را دارد.
کودک بزرگ میشود و اکنون به طور ناخود آگاه علاقه ای به بدست آوردن اسکناس ندارد. چرا؟ چون اسکناس کثیف است! چه کسی برای یک چیز کثیف تلاش میکند؟
هرچند که وی اگاهانه سعی میکند تا به فردی ثروتمند تبدیل شود، ولی سیستم ناخود آگاه وی با وی همراه نیست چرا که باور دارد پول کثیف است…

تک تک ما انسانها از الگوهای رفتاری مخرب و متفاوتی پیروی میکنیم اما ذات معامله گری و ارتباط مستقیم آن با پول باعث میشود این الگوها همچون موانعی نامرئی در مسیر پیشرفت حرفه ما عمل کنند.
بسیار دردناک است که فکر کنیم در مسیری در حال حرکت هستیم و هر لحظه به مقصد نزدیکتر میشویم اما دریغ، که گویی بر روی یک تـِردمیل میدویم و به هیچ کجا نمیرسیم.
“ریشه آسیب را شناسایی کنیم”

به همین دلیل است که میگویم:” اگر به عنوان یک معامله در بازار دوام بیاورید، روز به روز به خود نزدیکتر میشوید و این لازمه موفقیت در این حرفه است.”

آ.آرین/

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار