آیا شما هم در بازار پرنده ها را شکار می کنید؟

  • توسط آرمین
  • 2019-05-24
  • ۰

شما در جنگلی انبوه رها شده اید.
تمام تجهیزی که دارید یک اسلحه شکاری و تعداد ۱۰ گلوله است، شما یکسال آینده را باید به تنهایی در این جنگل زندگی کنید.
از تصور خلاق خود کمک بگیرید و خود را در این وضعیت تجسم کنید…

در درجه اول به چه چیز فکر میکنید؟
نگرانی اول شما چیست؟
الویت های شما کدامند؟
چه چیز هایی ترس را در شما بیدار میکند؟
آیا یکسال آینده زنده خواهید بود؟

قطعا در درجه اول وقتی در میان یک جنگل انبوه قرار میگیرید به این فکر نمیکنید که شام امشب را در یک رستوران لوکس صرف کنید و بعد از آن در یک تخت گرم و نرم در یک هتل درجه یک خوابی شیرین داشته باشید.

اگر درست تخیل کرده باشید شما هم مانند بسیاری دیگر در درجه اول به یک چیز فکر میکنید و آن حفظ بقاست.
شما میخواهید زنده بمانید، این از همه چیز مهم تر است.
پس هدف اول شما تعیین شده است، اما برای حفظ بقا به چه چیز نیاز دارید؟ قطعا تجهیزی که به شما کمک کند تا خوراکی برای خود تهیه کنید تا گرسنگی بر شما غلبه نکند.

تنها چیزی که برای شما باقی مانده یک اسلحه شکاری و تعداد ۱۰ گلوله است.

۱۰ گلوله برای شکاردر یک سال! بنظرنشدنی و کمی ترسناک است..
این موضوع که شما چطور این گلوله ها را صرف میکنید بسیار حیاتی است.. نحوه مصرف این ۱۰ گلوله در یک سال آینده برای شما حکم مرگ و زندگی را دارد.

خبر خوب آنکه در این جنگل انواع حیوانات و پرندگان با گوشت های لذیذ برای شکار وجود دارد.
در فکر یک راه چاره هستید که پرنده ای را میبینید که برای جمع کردن چند تکه چوب موقتا بر روی زمین گشت میزند، شما هم در حالی که چندین ساعت است غذایی نخورده اید اسلحه شکاری را بیرون می اورید و یکی از گلوله های خود را در اسلحه جا میزنید، پرنده را نشانه میگیرید و ماشه را میکشید. شما به هدف زدید.
پرنده را کباب میکنید و خوشحال از اینکه یک وعده کامل را برای خود فراهم کرده اید به دنبال شکار پرنده ای دیگر میروید.
چند ساعتی میگذرد که پرنده ای مشابه را در بالای شاخه درخت میبینید، یاد گوشت لذیذ پرنده شکار شده می افتید و سریع اسلحه را آماده میکنید، پرنده را نشانه میگیرید و ماشه را میچکانید.
همزمان با پرتاب گلوله پرنده با چابکی بسیار از شاخه بلند میشود و اینبار شما هیچ چیز شکار نمیکنید.
با خود میگویید شاید بهتر باشد تا فردا صبر کنم تا پرنده ای دیگر را برای وعده فردا شکار کنم.
فردا میشود و اکنون یک روز است که چیزی نخورده اید، فشار گرسنگی و ترس از آنکه زمان را از دست بدهید شما را به جستجو برای پرنده ای دیگر ترغیب میکند. تا اینکه به نظر میرسد بخت با شما یار است چرا که میبینید اینبار دو پرنده در کنار هم برروی شاخه درخت نشسته اند با خود میگویید اگر با یک گلوله هردو را شکار کنم برای چند وعده غذای ذخیره دارم، پس اسلحه را اماده میکنید، هدف میگیرید و ماشه را میکشید.
افسوس!
پرنده ها از شما چابک ترند.. اینبار هم چیزی سهم شما نمیشود.
حالا شما هفت گلوله دارید و چندین ماه را باید در این جنگل زنده بمانید. بقای شما در ریسک است.
با خود فکر کنید اگر قرار باشد از هر سه شکار فقط یکی به هدف برسد و آن هدف تنها مرا یک وعده سیر کند من تا چند روز دیگر دوام خواهم آورد؟

من چطور زنده بمانم؟ چطور غذای بیشتری را ذخیره کنم تا هرروز نیاز به شکار نداشته باشم در حالی که فقط هفت گلوله برای من باقی مانده؟
آیا باید شکارچی بهتری شوم! آیا باید به جای شکار پرنده به فکر شکار یک هدف بزرگتر باشم؟ آیا شکاری را انتخاب کنم که کمتر چابک باشد تا شانس من برای شکارش بالاتر برود؟ آیا باید شکاری با جسه بزرگتر را انتخاب کنم تا هدف گیری آن راحت تر باشد؟ ایا باید شکاری را انتخاب کنم تا اگر به هدف نشست وعده چندین روز یا هفته را برای من تامین کند؟ شکار یک پرنده چابک که وعده یک روز مرا تامین میکند بهتر است یا شکاری که چابکی کمتری دارد و البته جسه بزرگش میتواند هفته ها مرا تامین کند؟

این داستان همه ما در حرفه معامله گری و سرمایه گذاری است.


تصور رفتن به یک رستوران لوکس و هتل درجه یک در یک جنگل همانقدر دور از ذهن است که وعده های ثروتمند شدن در یک شب در بازار های مالی.
جنگل همان بازار است، با انواع موقعیت های شکار
گلوله همان سرمایه شماست! آیا شما برای معامله در بازارها سرمایه ای نا محدود دارید؟ یا باید ضمن حفظ سرمایه محدود خود برای آینده نیز برنامه ریزی کنید؟
اسلحه همان ابزارهای معاملاتی شماست.
و اما انتخاب نوع شکار، همان استراتژی های معاملاتی است.
این استراتژی شماست که تعیین میکند گلوله ها را برای چه اهدافی صرف کنید، چه روز هایی به شکار بروید! قبل از شکار چقدر تمرین کنید! آیا اسلحه خود را هر چند وقت یکبار تمیز و آماده میکنید؟

فکر کنم شما هم اکنون می توانید سرنوشت شکار چی پرنده را حدس بزنید!
شکارچی پرنده بعد از چند هفته تمام گلوله هایش را مصرف کرده و اکنون حتی اگر صد ها پرنده در سر راهش قرار بگیرند او نمیتواند آنها را شکار کند.
استراتژی شکار او از همان ابتدا اشتباه بود.
شکار یک پرنده چابک ریسک بالایی دارد! ضمن آنکه به فرض موفقیت در شکار پرنده فقط چند وعده کوچک برای او تامین میشود در حالی که او با همان یک گلوله میتوانست شکار های بزرگتری را هدف قرار دهد که هم احتمال به هدف خوردن بالاتری داشته باشد و هم وعده های بیشتری را برای او تامین کند!

استراتژی شما برای شکار چیست؟
پرنده را شکار میکنید و یا برای شکار های بزرگتر در کمین نشسته اید!

این متن را در پاسخ به دوستی نوشتم که پرسید!
اگر شما راه کسب پول از بازار های مالی را میدانید چرا وقت خود را صرف آموزش میکنید!

در پاسخ گفتم:
در حال حاضر که در خدمت شما هستم در واقع در کمین شکار نشسته ام.
با وجود آنکه پرنده ها فراوانی بالاتری دارند، من پرنده ها را شکار نمی کنم.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار