این هفته بازار آمریکا یک تناقض جالب داشت: دادههای اقتصادی ضعیف نبودند؛ بعضی از آنها حتی بسیار قویتر از انتظار منتشر شدند. بااینحال، شاخص دلار نزدیک یک درصد افت کرد.
آیا بازار دادهها را نادیده گرفت؟ نه. دادهها به یک سؤال پاسخ میدادند، اما بازار ناگهان درگیر سؤال مهمتری شده بود.
اول ببینیم اقتصاد واقعاً چه میگفت.
موتور اصلی اقتصاد هنوز روشن بود
مهمترین خبر از بخش خدمات آمد؛ بخشی که قسمت بزرگی از اقتصاد آمریکا، از بانکها و شرکتهای فناوری گرفته تا حملونقل، درمان و رستورانها را در بر میگیرد.
شاخص PMI از مدیران شرکتها میپرسد سفارشها، فعالیت و استخدامشان بهتر شده یا بدتر. مرز مهم این شاخص عدد 50 است؛ بالاتر از آن یعنی بیشتر شرکتها از رشد فعالیت خبر میدهند.
این هفته PMI خدمات به 56.8 رسید؛ درحالیکه بازار انتظار داشت به 54.0 کاهش پیدا کند. یعنی شرکتهای خدماتی نهتنها همچنان در حال رشد بودند، بلکه سرعت رشدشان نیز بیشتر شده بود.
بازار کار هم بخشی از این تصویر را تأیید کرد. فقط 206 هزار نفر برای اولینبار درخواست بیمه بیکاری دادند؛ کمتر از چیزی که انتظار میرفت. معنایش این نیست که شرکتها با سرعت زیادی استخدام میکنند، بلکه نشان میدهد هنوز موج گستردهای از اخراج نیرو شکل نگرفته است.
وقتی خدمات قوی باشد و شرکتها نیز کارکنانشان را حفظ کنند، احتمال اینکه اقتصاد ناگهان وارد رکود شود کمتر به نظر میرسد. این دقیقاً تفاوت مهم این هفته با هفته قبل بود؛ زمانی که افت فروش خردهفروشی و گزارش ضعیف اشتغال، نگرانی از کاهش شدید سرعت اقتصاد را افزایش داده بود. گزارش PMI آمریکا و درخواستهای بیمه بیکاری
کارخانهها رشد میکردند؛ اما نه همه با یک سرعت
در نگاه اول، گزارشهای تولیدی فوقالعاده بودند. در منطقه فیلادلفیا، از هر 100 کارخانه حدود 57 کارخانه گفتند فعالیتشان بیشتر شده و فقط حدود 10 کارخانه از کاهش فعالیت خبر دادند. به همین دلیل شاخص تولیدی این منطقه به عدد بسیار بالای 47.4 رسید.
اما این عدد به معنی رشد 47 درصدی تولید نیست؛ فقط نشان میدهد تعداد کارخانههایی که شرایطشان بهتر شده، بسیار بیشتر از کارخانههایی بوده که وضعیت ضعیفتری داشتهاند. گزارش نیویورک نیز پیام مشابهی داشت و از افزایش سفارشها و فعالیت کارخانهها خبر میداد.
بااینحال، تصویر کل آمریکا به این اندازه قدرتمند نبود. PMI تولید سراسری از 53.9 به 53.2 کاهش یافت. چون همچنان بالاتر از 50 بود، کارخانههای آمریکا در مجموع رشد داشتند؛ اما سرعت این رشد کمی کمتر شده بود. آمار واقعی تولید کارخانهها هم فقط 0.2 درصد افزایش یافت.
پس میان این گزارشها تناقضی وجود نداشت. بعضی مناطق و صنایع هفته بسیار خوبی داشتند، اما این قدرت هنوز به تمام کارخانههای آمریکا سرایت نکرده بود. بهخصوص شرکتهای مرتبط با تجهیزات، فناوری و سرمایهگذاری عملکرد بهتری از تولیدکنندگان کالاهای مصرفی داشتند. گزارش Philadelphia Fed و تولید صنعتی فدرال رزرو
بازار مسکن داستان متفاوتی داشت
در بازار مسکن، تعداد مجوزهای ساخت افزایش یافت. یعنی سازندگان پروژههای بیشتری برای آینده در نظر گرفته بودند؛ اما وقتی نوبت به شروع واقعی کار رسید، ساختوساز بیش از 12 درصد کاهش پیدا کرد.
به زبان ساده، روی کاغذ پروژههای بیشتری آماده شده بود، اما روی زمین ساخت خانههای کمتری آغاز شد.
همزمان، قراردادهای خرید خانه نیز 2.3 درصد کاهش یافتند. بنابراین مشکل فقط احتیاط سازندگان نبود؛ خریداران هم زیر فشار نرخ بالای وام مسکن و قیمت خانه عقب نشسته بودند.
ارتباط این خبرها تصویر روشنی میساخت: بازار مسکن کاملاً ناامید نشده بود، اما هنوز نشانهای از بازگشت واقعی تقاضا وجود نداشت. اقتصاد آمریکا را این هفته خدمات و بازار کار سرپا نگه داشتند، نه مسکن. گزارش ساختوساز و فروشهای در انتظار
این دادهها برای فدرال رزرو چه معنایی داشتند؟
در ظاهر، خبر خوبی هم برای تورم منتشر شد: قیمت کالاهایی که وارد آمریکا میشوند 0.4 درصد کاهش یافت. کالاهای وارداتی ارزانتر میتوانند بخشی از فشار افزایش قیمت را کم کنند.
اما بیشتر این کاهش از ارزانشدن سوخت آمده بود. اگر سوخت را کنار بگذاریم، قیمت سایر کالاهای وارداتی 0.4 درصد افزایش داشت. پس تیتر خبر آرامش تورمی نشان میداد، ولی زیر پوست آن هنوز فشار قیمت وجود داشت.
اینجا صورتجلسه فدرال رزرو معنا پیدا میکرد. چند عضو در جلسه قبلی خواهان افزایش نرخ بهره بودند و بسیاری گفته بودند اگر تورم پایین نیاید، احتمالاً باید سیاست سختگیرانهتری اجرا شود.
چرا؟ چون پایینآوردن تورم زمانی سختتر میشود که خدمات با سرعت زیادی رشد کنند، شرکتها کارکنانشان را حفظ کنند و مصرف در بخش مهمی از اقتصاد ادامه داشته باشد.
بنابراین پیام مجموعه دادهها این بود: اقتصاد آنقدر ضعیف نشده که فدرال رزرو مجبور باشد برای نجات آن عجله کند؛ اما تورم هم آنقدر آرام نشده که سیاستگذاران بتوانند با خیال راحت نرخ بهره را پایین بیاورند. قیمت کالاهای وارداتی و صورتجلسه FOMC
در یک هفته عادی، چنین تصویری باید حداقل تا حدی از دلار حمایت میکرد.
اما این هفته عادی نبود.
چرا دلار برخلاف دادههای اقتصادی افت کرد؟
نقطه چرخش از بازار اوراق آمد.
وقتی سرمایهگذاران اوراق دولت آمریکا را پرریسکتر بدانند، حاضر نیستند با سود قبلی به دولت پول قرض بدهند؛ در نتیجه اوراق را میفروشند و بازده آن بالا میرود. این هفته نگرانی درباره تورم، جنگ با ایران، کسری بودجه و حجم بدهی دولت، بازده اوراق 30ساله را به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ رساند.
روز چهارشنبه، وزارت خزانهداری اعلام کرد خرید اوراق بلندمدت قدیمی را حداقل دو برابر میکند. این کار قرار بود خریدار بیشتری وارد بازار کند و فشار فروش اوراق را کاهش دهد.
اما بخشی از بازار بهجای آرامشدن، نگرانتر شد.
سرمایهگذاران با خودشان گفتند اگر وضعیت بازار اوراق به مداخله خزانهداری نیاز پیدا کرده، شاید مشکل بزرگتر از یک کمبود موقت خریدار باشد. همچنین اگر اجازه داده نشود نگرانی از بدهی خودش را کاملاً در قالب بازده بالاتر اوراق نشان دهد، ممکن است این فشار به محل دیگری منتقل شود: ارزش دلار.
در نتیجه، همان روزی که صورتجلسه فدرال رزرو از نگرانی جدی درباره تورم خبر میداد، شاخص دلار حدود 0.8 درصد سقوط کرد. حتی خدمات قدرتمند روز جمعه نیز نتوانست این افت را جبران کند و دلار هفته را با کاهش نزدیک به یک درصد به پایان رساند. اعلامیه خزانهداری و واکنش پایان هفته بازار
بازار دادههای اقتصادی را نادیده نگرفته بود؛ فقط خطر مهمتری را در اولویت قرار داده بود.
جمعبندی تریدر شو
اگر کسی فقط به افت دلار نگاه میکرد، ممکن بود تصور کند اقتصاد آمریکا هفته ضعیفی داشته است. اگر فقط اعداد اقتصادی را میدید، احتمالاً انتظار داشت دلار تقویت شود. هر دو برداشت ناقص بودند.
اقتصاد آمریکا این هفته مقاومتر از هفته قبل دیده شد. خدمات شتاب گرفت، اخراجها پایین ماند و بخشهایی از تولید عملکرد خوبی داشتند. در مقابل، مسکن همچنان ضعیف بود و فشارهای تورمی نیز کاملاً از بین نرفتند.
اما دلار این هفته قربانی ضعف اقتصاد نشد؛ زیر فشار تردید درباره بدهی دولت و نحوه مدیریت بازار اوراق قرار گرفت.
عددهای اقتصادی میگفتند موتور آمریکا هنوز روشن است؛ بازار اوراق سؤال دیگری داشت: هزینه روشن نگهداشتن این موتور قرار است چگونه پرداخت شود؟