تحلیل تکنیکال یا Technical Analysis، روشی برای بررسی دادههای بازار، بهویژه حرکت قیمت، و ساختن سناریو درباره ادامه آن است. معاملهگر به گذشته و وضعیت فعلی نگاه میکند تا رفتار قیمت را توصیف کند، نقاط مهم را بشناسد و شرایط تصمیمگیری خود را مشخص کند.
در این روش، نمودار ابزار اصلی مشاهده است. اما خودِ نمودار، آینده را نمایش نمیدهد. کار تحلیلگر این است که از دادههای موجود، فرضیهای روشن و قابلبازبینی بسازد؛ فرضیهای که بتواند نادرست از آب دربیاید.
در این درس با منطق این رویکرد، نقش نمودار و محدودیتهای آن آشنا میشویم. آموزش جزئی حمایت و مقاومت، انواع نمودار و اندیکاتورها در درسهای مربوط به خودشان میآید.
پاسخ سریع: تحلیل تکنیکال (Technical Analysis) روشی برای بررسی دادههای بازار، بهویژه قیمت و تغییرات آن، با هدف شناسایی روندها، محدودههای مهم و ساختن سناریوهای احتمالی برای حرکت آینده قیمت است. در این روش از ابزارهایی مانند نمودار، حمایت و مقاومت و اندیکاتورها استفاده میشود. بااینحال، الگوهای گذشته تکرار قطعی آینده را تضمین نمیکنند و نتیجه تحلیل باید با مشاهده دادههای جدید قابلبازبینی باشد.
تحلیلگر تکنیکال چه چیزی را بررسی میکند؟
داده قیمت نشان میدهد یک ابزار مالی در طول زمان چه رفتاری داشته است. تحلیلگر ممکن است بپرسد:
● حرکت کلی قیمت در بازه موردبررسی، صعودی، نزولی یا بدون جهت مشخص بوده است؟
● قیمت در چه محدودههایی قبلاً واکنش نشان داده است؟
● اندازه و سرعت حرکتها نسبت به قبل چه تغییری کرده است؟
● چه مشاهده تازهای، سناریوی فعلی را تقویت یا ضعیف میکند؟
روند به جهت غالب حرکت در یک بازه اشاره دارد. حمایت و مقاومت نیز نامهایی برای نواحی موردتوجه تحلیلگر هستند؛ نواحیای که ممکن است ادامه کاهش یا افزایش قیمت در آنها با مانع روبهرو شود. این نامگذاری، وجود یک مانع قطعی را ثابت نمیکند.
بعضی روشهای تکنیکال بیشتر بر رفتار خودِ قیمت تکیه دارند و بعضی از محاسبات و اندیکاتورها استفاده میکنند. لازم نیست برای شروع، نمودار را با تعداد زیادی ابزار پر کنید.
چرا از نمودار استفاده میکنیم؟
نمودار، دادههای قیمت را به شکلی قابلمشاهده مرتب میکند. محور افقی معمولاً گذشت زمان و محور عمودی قیمت را نشان میدهد. این نمایش کمک میکند حرکتها و واکنشهایی را ببینیم که تشخیصشان در فهرستی طولانی از اعداد دشوار است.
نمودار میتواند خطی، میلهای یا شمعی باشد و هر شکل، جزئیات متفاوتی را نمایش دهد. مثلاً یک نمودار خطی میتواند قیمت پایان هر بازه را به نقطهای تبدیل کند و نقطهها را به هم وصل کند. چنین خطی تمام نوسان داخل هر بازه را نشان نمیدهد.
به همین دلیل باید بدانید چه دادهای را میبینید. همانطور که در درس منبع قیمت گفتیم، نمودار نمادهای OTC در متاتریدر 5 میتواند بر اساس Bid باشد. قیمتهای یک فید و نوع نمایش آن را نباید بدون بررسی، معادل تمام اطلاعات بازار دانست.
سه فرض رایج در تحلیل تکنیکال
در توضیح کلاسیک این روش، معمولاً سه ایده مطرح میشود. اینها مبنای یک رویکردند و نباید به قوانین قطعی طبیعت تبدیل شوند.
نخست، قیمت اطلاعات زیادی از تصمیمها و انتظارات فعالان بازار را در خود منعکس میکند. بعضی تحلیلگران از این ایده نتیجه میگیرند که مطالعه قیمت میتواند بخش مهمی از بررسی بازار باشد. اما این فرض به معنای نبود اطلاعات تازه یا بیاثرشدن رویدادهای اقتصادی نیست.
دوم، حرکت قیمت ممکن است برای مدتی روند داشته باشد. تحلیلگر تلاش میکند جهت غالب و تغییر احتمالی آن را تشخیص دهد. با این حال، همه بازارها در همه زمانها روند روشنی ندارند و یک حرکت صعودی هم لزوماً بدون افتهای میانی ادامه پیدا نمیکند.
سوم، بعضی رفتارها و آرایشهای قیمتی ممکن است شباهتهایی با گذشته داشته باشند. این شباهت میتواند ایدهای برای بررسی ایجاد کند؛ اما یکسانبودن ظاهر دو نمودار، یکسانبودن شرایط و نتیجه آنها را تضمین نمیکند.
گذشته یکسان، دو ادامه متفاوت
فرض کنید در یک نمودار آموزشی EUR/USD، قیمت دو بار پس از ورود به محدوده 1.1040 تا 1.1045 کاهش پیدا کرده است. اکنون دوباره به همان محدوده رسیده و قیمت آخرین نقطه 1.1042 است.
مشاهده ما مشخص است: قبلاً در این محدوده واکنش رخ داده است. اما جمله «این بار هم حتماً قیمت کاهش مییابد»، یک ادعای جدا درباره آینده است و از آن مشاهده بهتنهایی به دست نمیآید.
میتوان دستکم این حالتها را بررسی کرد:
● قیمت از محدوده عبور کند و در ادامه بالای آن حرکت کند.
● قیمت دوباره از همان محدوده پایین بیاید.
● قیمت مدتی در نزدیکی محدوده نوسان کند و جهت روشنی نگیرد.
تصویر زیر، دو حالت از این ادامههای ممکن را نشان میدهد. تا خط عمودی، داده هر دو نمودار دقیقاً یکسان است. قسمت خطچین، ادامهای ساختگی برای توضیح سناریو است؛ هنگام بررسی بازار واقعی، آن قسمت هنوز معلوم نیست.
فایده تحلیل این است که برای مشاهده بعدی آماده باشیم و بدانیم چه چیزی با سناریوی ما سازگار است. صرف نزدیکشدن قیمت به یک ناحیه، بهتنهایی دستور خرید یا فروش ایجاد نمیکند.
اندیکاتور، پردازش داده است
اندیکاتور تکنیکال، دادههایی مانند قیمت را با یک فرمول پردازش میکند. برای نمونه، میانگین متحرک ساده یا SMA، میانگین مقادیر انتخابشده در تعداد مشخصی از بازههاست.
اگر قیمت پایان سه بازه فرضی برابر 1.1000، 1.1020 و 1.1010 باشد، میانگین ساده آنها چنین است:
(1.1000 + 1.1020 + 1.1010) ÷ 3 = 1.1010
با اضافهشدن قیمت پایان بازه بعدی، در یک میانگین متحرک سهبازهای، مقدار قدیمی کنار میرود و مقدار تازه وارد محاسبه میشود. این خط، داده قیمت را خلاصه و هموار میکند و میتواند به مشاهده جهت حرکت کمک کند.
عدد میانگین، قیمت قطعی بازه بعدی نیست. همچنین میانگینی که از دادههای گذشته ساخته شده، به تغییر تازه واکنش نشان میدهد و ممکن است با تأخیر آن را منعکس کند.
بنابراین باید بدانید هر ابزار چه چیزی را اندازه میگیرد. موافقت چند اندیکاتور که همگی از یک داده مشابه استفاده میکنند، لزوماً چند شاهد کاملاً مستقل نیست.
منبع داده و مقیاس زمانی اهمیت دارند
برداشت شما باید به نماد، منبع داده و مقیاس زمانی مشخصی مربوط باشد. حرکت چند دقیقه اخیر میتواند با جهت چند هفته گذشته متفاوت باشد؛ این دو توصیف الزاماً تناقض ندارند.
درباره حجم نیز باید تعریف داده را بخوانید. برای مثال، Tick Volume در متاتریدر شمار تیکهای دریافتشده هنگام تشکیل بازه است. این عدد را نباید معادل حجم تمام معاملات بازار جهانی ارز گرفت.
در این مرحله، هدف شناخت همین تفاوت است. صرف دیدن ستونی با عنوان Volume، بدون شناخت منبع و روش محاسبه، برای تفسیر درست آن کافی نیست.
چرا دو تحلیلگر از یک نمودار نتیجه متفاوت میگیرند؟
حتی با داده یکسان، ممکن است یکی بر حرکت اخیر تمرکز کند و دیگری بازه بزرگتری را مهم بداند. شیوه انتخاب محدودهها، تنظیم ابزارها و شرط تأیید سناریو نیز میتواند متفاوت باشد.
پس باید تا جای ممکن قواعد خود را روشن کنید. بهجای «نمودار خوب به نظر میرسد»، مشخص کنید کدام داده را دیدهاید و برای ادامه بررسی، منتظر چه رفتاری هستید.
اگر بعد از دیدن نتیجه، خطوط را مرتب جابهجا کنیم تا نمودار همیشه مطابق ادعای قبلی دیده شود، نمیتوانیم عملکرد واقعی روش را منصفانه بسنجیم. در نمودار گذشته، ادامه مسیر معلوم است؛ در تصمیم واقعی باید بدون آن اطلاعات عمل کنیم.
همچنین عبارت «احتمال بیشتر» بهتنهایی یک درصد موفقیت معتبر ایجاد نمیکند. برای سنجش یک روش، به قواعد مشخص، نمونههای مرتبط و بررسی نتایج با درنظرگرفتن هزینهها نیاز داریم.
از مشاهده تا برنامه معاملاتی
برای شروع یک بررسی تکنیکال، این ترتیب ساده میتواند کمک کند:
- نماد، فید و مقیاس زمانی موردبررسی را مشخص کنید.
- رفتار کلی قیمت و نواحی موردتوجه را توصیف کنید.
- مشاهدههای قطعی گذشته را از تفسیر خود جدا بنویسید.
- برای ادامه، سناریو و شرط بازبینی آن را مشخص کنید.
- اگر قرار است معاملهای انجام شود، شرایط ورود، خروج، حجم و هزینه اجرا را جداگانه بررسی کنید.
این ترتیب، تنها شیوه ممکن نیست و داشتن اندیکاتور خاص هم شرط انجام آن نیست. مهم این است که بتوانید منطق تصمیم را توضیح دهید و بعداً همان منطق را بررسی کنید.
تکنیکال میتواند در کنار تحلیل بنیادی و احساسات بازار قرار بگیرد. بررسی قیمت، اطلاعات اقتصادی را بیاهمیت نمیکند و داشتن یک دیدگاه اقتصادی نیز شما را از توجه به رفتار واقعی قیمت بینیاز نمیسازد.
در درس بعد، با تحلیل بنیادی آشنا میشویم و میبینیم چگونه شرایط اقتصادی و انتظارات میتوانند در بررسی ارزش نسبی ارزها نقش داشته باشند.
