فرض کنید کنار نمودار EUR/USD نوشته شده است: «80 درصد خریدار». آیا یعنی 80 درصد پول بازار برای خرید این جفتارز وارد شده؟ یا قیمت با احتمال 80 درصد بالا میرود؟ هیچکدام را نمیتوان از این عبارت نتیجه گرفت. ابتدا باید بدانیم این درصد، چه چیزی را و در میان چه کسانی اندازه گرفته است.
تحلیل احساسات بازار یا تحلیل سنتیمنت (Sentiment Analysis) به بررسی دیدگاهها، موقعیتگیریها و تمایل فعالان بازار به پذیرش ریسک میپردازد. هدف این است که بفهمیم چه انتظاراتی در میان گروههای مورد بررسی وجود دارد و چه بخشهایی از آن در رفتار یا معاملاتشان دیده میشود.
پاسخ سریع: تحلیل احساسات بازار یا سنتیمنت (Sentiment Analysis) در فارکس، به بررسی دیدگاهها، موقعیتهای معاملاتی و میزان تمایل فعالان بازار به پذیرش ریسک گفته میشود. این تحلیل با استفاده از دادههایی مانند نسبت خریداران و فروشندگان، گزارش موقعیت معاملهگران (COT) و شاخصهای ریسکپذیری، تصویری از انتظارات و رفتار گروههای مختلف بازار ارائه میدهد. بااینحال، دادههای سنتیمنت لزوماً نماینده کل بازار نیستند و بهتنهایی نمیتوانند جهت قطعی قیمت یا سیگنال خرید و فروش را مشخص کنند.
احساسات بازار یعنی چه؟
وقتی از احساسات بازار صحبت میکنیم، منظور فقط هیجان، ترس یا طمع نیست. برداشت سرمایهگذاران از آینده و آمادگی آنها برای پذیرش ریسک هم اهمیت دارد.
دیدگاه صعودی یا Bullish درباره EUR/USD یعنی انتظار افزایش قیمت این جفتارز؛ یعنی تقویت یورو نسبت به دلار. دیدگاه نزولی یا Bearish یعنی انتظار کاهش آن. همیشه باید مشخص کنیم این دیدگاه درباره کدام دارایی و چه بازه زمانی است.
ممکن است کسی برای چند روز آینده خوشبین باشد، اما برای چند ماه بعد دیدگاهی متفاوت داشته باشد. همچنین دیدگاه شما، نظر یک گروه در شبکه اجتماعی و نتیجه یک ابزار آماری، سه چیز متفاوتاند. هیچیک را نمیتوان بدون بررسی، «نظر تمام بازار» نامید.
دیدگاه، پوزیشن و قیمت را از هم جدا کنید
برای خواندن دادههای سنتیمنت، این تفاوتها مهماند:
دیدگاه: فرد در نظرسنجی میگوید انتظار افزایش قیمت دارد. این پاسخ ثابت نمیکند که معاملهای باز کرده یا چه حجمی وارد کرده است.
موقعیتگیری یا پوزیشنینگ (Positioning): داده نشان میدهد چه پوزیشنهایی باز هستند. این اطلاعات به معامله واقعی نزدیکتر است، اما انگیزه هر معامله را کامل توضیح نمیدهد. یک موقعیت فروش ممکن است بخشی از پوشش ریسک دارایی دیگری باشد، نه صرفاً پیشبینی افت قیمت.
رفتار قیمت: افزایش یا کاهش قیمت، یک مشاهده است. از آن بهتنهایی نمیتوان تعداد افراد موافق، میزان اطمینان آنها یا علت تمام معاملات را استخراج کرد.
این تفکیک کمک میکند به هر داده، بیشتر از چیزی که واقعاً نشان میدهد معنا ندهیم.
آیا میتوان احساسات کل فارکس را با یک عدد سنجید؟
بخش عمده بازار ارز خارج از بورس و میان بانکها، مؤسسات، مشتریان و معاملهگران مختلف جریان دارد. معاملات و اطلاعات در یک محل واحد جمع نشدهاند و همه آنها بهصورت عمومی قابل مشاهده نیستند.
بنابراین، نوار خرید و فروش یک بروکر، حتی اگر دقیق باشد، تصویری از همان مجموعه تحت پوشش است. این نوار بهخودیخود آمار کل فارکس نیست. دو ارائهدهنده هم ممکن است به دلیل تفاوت مشتریان یا روش محاسبه، درصدهای متفاوتی نشان دهند.
در عمل، برای بررسی سنتیمنت از چند نوع اطلاعات استفاده میشود که هرکدام دامنه و محدودیت خودشان را دارند.
ابزار اول: نسبت خریداران و فروشندگان خرد
بعضی ارائهدهندگان نشان میدهند چه سهمی از مشتریانشان روی یک نماد، پوزیشن خرید یا فروش دارند. در برخی ابزارها، مبنا تعداد مشتریان است و اندازه پوزیشن هر مشتری وزن متفاوتی ایجاد نمیکند. ابزار دیگری ممکن است تعداد پوزیشنها یا حجم آنها را گزارش کند؛ تعریف اینها یکسان نیست.
پیش از خواندن درصد، روش محاسبه را بررسی کنید. اگر یک حساب هم خرید و هم فروش داشته باشد، نحوه دستهبندی آن نیز باید در توضیحات همان ابزار مشخص باشد.
یک مثال: تعداد بیشتر، حجم کمتر
یک نمونه کاملاً فرضی از 10 حساب مشتری روی EUR/USD را در نظر بگیرید. هر حساب فقط یک پوزیشن باز دارد:
● 8 حساب خریدارند و حجم پوزیشن هرکدام 1,000 یورو است.
● 2 حساب فروشندهاند و حجم پوزیشن هرکدام 10,000 یورو است.
بر اساس تعداد حسابها، 80 درصد خریدار و 20 درصد فروشندهاند. اما مجموع حجم پوزیشنهای خرید 8,000 یورو و مجموع حجم پوزیشنهای فروش 20,000 یورو است.
در این نمونه، تعداد حسابهای خریدار بیشتر است، اما مجموع حجم پوزیشنهای فروش بزرگتر است. پس عبارت «80 درصد خریدار» بدون تعریف روش محاسبه، اطلاعات کافی نمیدهد.
این حجمها مربوط به پوزیشنهای باز مشتریان نمونهاند؛ نه حجم معاملات انجامشده در یک روز، نه سفارشهای تازه واردشده و نه کل موقعیتهای بازار. نسبت حسابها هم احتمال موفقیت معامله را اندازه نمیگیرد.
ابزار دوم: گزارش موقعیتهای معاملهگران یا COT
گزارش تعهدات معاملهگران، معروف به COT، توسط کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا یا CFTC منتشر میشود. این گزارش، موقعیتهای باز گروههای مختلف را در بازارهای آتی تحت پوشش نشان میدهد؛ نسخههایی نیز معاملات آتی و آپشن روی آتی را ترکیب میکنند.
در قراردادهای مالی، از جمله ارزها، میتوان موقعیت گروههایی مانند مدیران دارایی و صندوقهای اهرمی را بررسی کرد. این داده، گزارش پوزیشنهای تمام معاملهگران بازار نقدی فارکس نیست.
دادهها معمولاً مربوط به سهشنبهاند و جمعه منتشر میشوند؛ تعطیلات ممکن است برنامه انتشار را تغییر دهند. بنابراین، حتی تازهترین گزارش منتشرشده هم تصویری لحظهای از وضعیت امروز نیست.
همچنین طبقهبندی یک معاملهگر، دلیل تکتک پوزیشنهای او را مشخص نمیکند. صرف دیدن موقعیت خرید یک گروه، مجوز نتیجهگیری درباره اطمینان همه اعضای آن به رشد قیمت نیست.
در قراردادهای آتی، هر قرارداد یک طرف خرید و یک طرف فروش دارد. وقتی میگوییم یک گروه «خالص خریدار» است، منظور تفاوت موقعیتهای خرید و فروش همان گروه است؛ نه اینکه کل بازار، بدون طرف مقابل، خریدار شده باشد. خواندن جزئیات این گزارش را در درسهای مربوط به آن بررسی خواهیم کرد.
ابزار سوم: نشانههای ریسکپذیری و ریسکگریزی
گاهی سؤال اصلی این است که سرمایهگذاران چقدر آماده پذیرش ریسکاند:
● ریسکپذیری یا Risk-on: تمایل بیشتر به پذیرش ریسک در سرمایهگذاری.
● ریسکگریزی یا Risk-off: احتیاط بیشتر و تلاش برای کاهش ریسک.
این اصطلاحها توضیحی درباره فضای بازارند، نه کلیدی که با آن جهت تمام داراییها مشخص شود. واکنش ارزها به نوع رویداد و شرایط اقتصادی هم بستگی دارد.
برای مثال، بهبود برداشت از رشد جهانی میتواند با تقاضای بیشتر برای دلار استرالیا همراه شود. اما خبر مهم داخلی یا تغییر انتظارات نرخ بهره ممکن است نتیجه متفاوتی بسازد. یک جفتارز همچنان مقایسه دو ارز است.
شاخص VIX هم گاهی برای بررسی فضای ریسک دنبال میشود. این شاخص از قیمت آپشنهای شاخص سهام S&P 500، معیاری از نوسان مورد انتظار 30 روز آینده میسازد. VIX درصد ترس معاملهگران فارکس یا درصد احتمال افت یک جفتارز نیست؛ شاخصی از بازار سهام آمریکاست که باید با همین دامنه تفسیر شود.
آیا باید همیشه خلاف جمع معامله کرد؟
بعضی معاملهگران، موقعیتگیری بسیار یکطرفه را از زاویه خلاف جمع یا Contrarian بررسی میکنند. ایده این است که اگر معاملات زیادی در یک سمت متمرکز شده باشند، تغییر شرایط و بستهشدن آنها ممکن است حرکت قیمت را تشدید کند.
اما یکطرفه بودن داده، زمان برگشت را تعیین نمیکند. این وضعیت ممکن است مدتی ادامه پیدا کند. همچنین «افراطی» بودن باید با سابقه و تعریف همان داده سنجیده شود؛ یک درصد مشخص، برای همه ابزارها و بازارها آستانه یکسانی ندارد.
از طرف دیگر، زیانده بودن گروهی از معاملهگران ثابت نمیکند که جهت تمام معاملاتشان اشتباه است. هزینه، زمان ورود و خروج و اندازه ریسک هم بر نتیجه اثر دارند. معامله معکوسِ یک گروه، خودبهخود راهبرد سودآور نمیسازد.
پس داده سنتیمنت میتواند پرسش تازه ایجاد کند یا برداشت ما را به چالش بکشد، اما بهتنهایی دستور خرید و فروش نیست.
تغییر درصد را هم با دقت بخوانید
فرض کنید سهم حسابهای خریدار یک ارائهدهنده کاهش یافته است. آیا همه آنها فروشنده شدهاند؟ لزوماً نه. شاید بخشی از خریدها بسته شده، تعداد حسابهای فروشنده بیشتر شده یا ترکیب نمونه تغییر کرده باشد.
برای مقایسه دو زمان، فقط به درصد نهایی نگاه نکنید. اگر اطلاعات موجود اجازه میدهد، تعداد حسابها، حجمها و تغییرات دو سمت را جداگانه بررسی کنید. زمان ثبت داده هم مهم است؛ مقایسه یک گزارش هفتگی با یک نوار لحظهای، مقایسه دو تصویر همزمان نیست.
چگونه از همین حالا تمرین کنیم؟
یک منبع سنتیمنت و یک جفتارز انتخاب کنید. پیش از تفسیر داده، این چهار مورد را یادداشت کنید:
● چه کسانی در داده حضور دارند: مشتریان یک ارائهدهنده، پاسخدهندگان نظرسنجی یا گروهی از معاملهگران آتی؟
● چه چیزی اندازهگیری شده: نظر افراد، تعداد حسابها، حجم پوزیشنهای باز یا معیار دیگری؟
● داده مربوط به چه زمانی است و چه زمانی منتشر شده؟
● نماد یا قرارداد دقیقاً چیست و با جفتارز مورد بررسی شما چه ارتباطی دارد؟
سپس مشاهده و برداشت را جدا بنویسید. «80 درصد حسابهای این نمونه خریدارند» مشاهده است. «پس قیمت حتماً میریزد» نتیجهای است که این داده بهتنهایی پشتیبانی نمیکند.
در کنار آن، شرایط بنیادی و رفتار قیمت را ثبت کنید. اگر اطلاعات با هم سازگار نیستند، ابتدا تفاوت زمان، جامعه آماری و تعریف ابزارها را بررسی کنید. لازم نیست هر اختلافی را فوراً به یک تصمیم معاملاتی تبدیل کنید.
در درس بعد بررسی میکنیم که تحلیل تکنیکال، بنیادی و احساسات بازار چه کاربردهایی دارند و چگونه میتوان روش مناسب را انتخاب کرد.
