تحلیل تکنیکال، بنیادی و احساسات بازار، هرکدام اطلاعات متفاوتی در اختیار ما میگذارند. اما از آشنایی با این سه نگاه نمیتوان نتیجه گرفت که یکی همیشه دقیقتر است یا ترکیب هر سه، حتماً معامله بهتری میسازد.
انتخاب مناسب به هدف، افق زمانی، اطلاعات در دسترس و روشی بستگی دارد که بتوانید آن را روشن تعریف، اجرا و ارزیابی کنید. علاقه به یک نوع تحلیل میتواند نقطه شروع باشد؛ نتیجهگیری درباره کارایی آن به بررسی بیشتری نیاز دارد.
در این درس، قرار نیست برندهای میان سه گروه انتخاب کنیم. میخواهیم ببینیم هر نوع تحلیل چه نقشی میتواند در تصمیمگیری داشته باشد و چگونه از اطلاعات آن به یک برنامه قابلاجرا برسیم.
پاسخ سریع: هیچکدام از روشهای تحلیل تکنیکال، بنیادی و احساسات بازار بهتنهایی همیشه بهترین روش برای معامله در فارکس نیستند. انتخاب روش مناسب به افق زمانی، هدف معاملاتی، کیفیت اطلاعات در دسترس و توانایی معاملهگر در تعریف و اجرای قواعد بستگی دارد. تحلیل تکنیکال رفتار قیمت را بررسی میکند، تحلیل بنیادی به عوامل اقتصادی و انتظارات میپردازد و تحلیل احساسات بازار دیدگاهها و موقعیتگیری فعالان را نشان میدهد. ترکیب این روشها نیز زمانی مفید است که هرکدام نقش مشخصی در تصمیمگیری داشته باشند و عملکرد آنها بهصورت منظم ارزیابی شود.
نوع تحلیل با روش معاملاتی کامل فرق دارد
«من تکنیکال کار میکنم» هنوز توضیح نمیدهد چه زمانی وارد معامله میشوید، چه چیزی برداشت شما را نقض میکند و چقدر ریسک میپذیرید. جمله «بر اساس اقتصاد معامله میکنم» هم این پرسشها را پاسخ نمیدهد.
نوع تحلیل، شیوه بررسی اطلاعات است. روش معاملاتی باید مشخص کند این بررسی چگونه به تصمیم تبدیل میشود؛ شامل شرایط ورود، خروج، مدیریت معامله و اندازه ریسک.
دو نفر ممکن است از یک تحلیل مشابه استفاده کنند، اما به دلیل تفاوت در زمان ورود، حجم معامله یا خروج، نتیجه متفاوتی بگیرند. بنابراین، کیفیت تحلیل را نباید با سود و زیان یک معامله، یا صرفاً با نام روشی که استفاده شده، یکی دانست.
هر نوع تحلیل چه چیزی به ما میدهد؟
تحلیل تکنیکال: بررسی رفتار قیمت
این رویکرد به دادههای بازار و الگوهای رفتار قیمت توجه میکند. میتواند برای توصیف روند، شناسایی محدودههای مورد توجه یا تعریف شرایط ورود و خروج به کار برود.
محدودیتش این است که مشاهده یک الگو، ادامه آن را تضمین نمیکند. نمودار هم بهتنهایی علت تمام حرکتها یا اطلاعات اقتصادی تازه را توضیح نمیدهد.
تحلیل بنیادی: بررسی عوامل اقتصادی و انتظارات
این رویکرد به عواملی مانند سیاست پولی، تورم، رشد اقتصادی و تغییر انتظارات میپردازد. در فارکس، مقایسه شرایط دو ارز اهمیت دارد.
اما یک برداشت اقتصادی معقول، زمان دقیق حرکت قیمت را تعیین نمیکند. همچنین باید بررسی کرد چه بخشی از خبر قبلاً انتظار میرفته و اطلاعات جدید، چه چیزی را تغییر داده است.
تحلیل احساسات بازار: بررسی دیدگاه و موقعیتگیری
این رویکرد به اطلاعاتی درباره انتظارات، پوزیشنهای فعالان یا تمایل به پذیرش ریسک توجه میکند. میتواند به ما نشان دهد گروه تحت بررسی چگونه موقعیت گرفته یا برداشتش چه تغییری کرده است.
محدودیت مهم، دامنه داده است. نسبت مشتریان یک ارائهدهنده، آمار تمام بازار نیست. یکطرفه بودن موقعیتها هم بهتنهایی زمان برگشت قیمت را مشخص نمیکند.
انتخاب را با شرایط خودتان هماهنگ کنید
بهجای انتخاب یک عنوان، ابتدا این موارد را روشن کنید.
افق معامله: قرار است معامله چند دقیقه، چند ساعت یا چند روز باز بماند؟ اطلاعاتی که بررسی میکنید باید با این افق ارتباط داشته باشد. گزارش هفتگی موقعیتها، همان کاربرد یک داده لحظهای را ندارد.
زمان در دسترس: آیا میتوانید در زمان لازم بازار را پیگیری کنید؟ روشی که به بررسی مداوم نیاز دارد، با برنامه کسی که فقط روزی یکبار فرصت دارد، سازگار نیست. این موضوع درباره نحوه اجرای روش است، نه برتری ذاتی یک نوع تحلیل.
کیفیت اطلاعات: آیا تعریف، زمان ثبت و دامنه داده را میدانید؟ ابزاری که روش محاسبهاش نامشخص است، فقط به دلیل ظاهر حرفهای، مبنای مناسبی برای تصمیم نمیشود.
توانایی توضیح و اجرا: آیا میتوانید دلیل تصمیم خود را پیش از معامله بنویسید؟ اگر قواعد فقط بعد از دیدن نتیجه روشن شوند، ارزیابی روش دشوار میشود.
محدودیت ریسک: روش انتخابی باید در کنار قواعد مشخصی برای حجم، زیان مجاز و مجموع ریسک معاملات قرار بگیرد. اطمینان بیشتر به یک تحلیل، بهتنهایی مجوز افزایش ریسک نیست.
کوتاهمدت و بلندمدت را به یک نوع تحلیل محدود نکنید
تحلیل تکنیکال فقط مخصوص معاملات چنددقیقهای نیست؛ نمودارها را میتوان در بازههای مختلف بررسی کرد. انتخاب بازه مناسب باید با هدف تحلیل هماهنگ باشد.
تحلیل بنیادی هم فقط برای چند ماه آینده نیست. تغییر غیرمنتظره در مسیر سیاست پولی میتواند بلافاصله پس از خبر بر نرخ ارز اثر بگذارد؛ هرچند اندازه و جهت واکنش به شرایط بستگی دارد.
در سنتیمنت نیز سرعت بهروزرسانی ابزارها متفاوت است. مثلاً گزارش COT معمولاً اطلاعات سهشنبه را جمعه منتشر میکند. پس نام «تحلیل احساسات» بهتنهایی نمیگوید داده برای چه افقی مناسب است.
ترکیب تحلیلها باید نقش مشخص داشته باشد
یک شیوه ممکن این است که تحلیل بنیادی برای ساختن سناریوی اقتصادی، تحلیل تکنیکال برای تعریف شرایط روی نمودار و داده سنتیمنت برای بررسی موقعیتگیری یک گروه استفاده شود.
این فقط یک الگوی ممکن است. ترتیب یا وزن ثابت و اجباری برای همه وجود ندارد. ممکن است روش اصلی شما بر نمودار متکی باشد و اطلاعات اقتصادی، فقط زمانهایی را مشخص کند که قواعد معمولتان برای آنها مناسب نیست. در روشی دیگر، بررسی اقتصاد نقش اصلی را دارد و نمودار اطلاعات تکمیلی میدهد.
برای هر ابزار بپرسید: این اطلاعات دقیقاً کدام تصمیم را تغییر میدهد؟ اگر حذف یک ابزار هیچ اثری بر تصمیمها ندارد، شاید هنوز نقش روشنی برای آن تعریف نکردهاید.
همچنین چند تأیید، لزوماً چند شاهد مستقل نیست. ممکن است تحلیل خبر، برداشت از احساسات و توضیح حرکت قیمت، همگی بازگویی یک رویداد باشند. شمارش آنها به شکل «3 تأیید»، بدون ارزیابی روش، درصد اطمینان معتبری تولید نمیکند.
یک مثال از کنار هم گذاشتن اطلاعات
این وضعیت کاملاً فرضی را درباره EUR/USD در نظر بگیرید:
● بررسی اقتصادی شما نشان میدهد تغییر انتظارات نرخ بهره ممکن است از دلار حمایت کند.
● قیمت طی چند روز کاهش یافته، اما در چند ساعت اخیر بالاتر آمده است.
● در داده یک ارائهدهنده، 72 درصد حسابهای مشتریان روی این جفتارز خریدارند.
این سه مشاهده الزاماً سه دستور متضاد نیستند. انتظار بنیادی درباره یک مسیر احتمالی است؛ حرکت چندساعته میتواند درون حرکت چندروزه رخ دهد؛ و نسبت حسابها، موقعیتگیری همان مشتریان را نشان میدهد.
هنوز باید بررسی کنید آیا شرایط روش معاملاتی شما برقرار است. ممکن است قیمت به محدوده مورد نظر نرسیده باشد، برداشت اقتصادی تغییر کرده باشد یا اطلاعات سنتیمنت برای تصمیم شما کاربرد مشخصی نداشته باشد.
این مثال، خودبهخود توصیه خرید یا فروش نمیسازد. قرار نیست از سه مشاهده مبهم، نتیجهای قطعی استخراج کنیم.
وقتی تحلیلها با هم سازگار نیستند
ابتدا بررسی کنید آیا درباره یک نماد، یک افق زمانی و اطلاعات همزمان صحبت میکنند. حرکت صعودی چندساعته، لزوماً با سناریوی نزولی چندروزه تناقض ندارد. دادهای که چند روز از ثبتش گذشته هم وضعیت فعلی را کامل نشان نمیدهد.
سپس به قواعد از پیش نوشتهشده برگردید. شاید روش شما برای این اختلاف، شرایط مشخصی داشته باشد؛ شاید هم تصمیم قابلتوضیحی نداشته باشید و لازم باشد فعلاً صبر کنید.
«2 تحلیل از 3 تحلیل موافقاند» بهتنهایی دلیل کافی برای ورود نیست. به همان اندازه، لازم نیست برای هر معامله، هر سه روش موافقت کامل داشته باشند. اهمیت هر داده باید در چارچوب روش شما مشخص و بررسی شده باشد.
بهتر بودن را چگونه ارزیابی کنیم؟
ارزیابی باید درباره یک روش مشخص باشد، نه یک عنوان کلی. مثلاً «خرید در شرایط دقیق مشخصشده» را میتوان بررسی کرد؛ عبارت «تکنیکال بهتر است» بهتنهایی قاعده قابلآزمونی ندارد.
برای شروع، شرایط ورود، خروج و ریسک را پیشاپیش ثبت کنید. سپس نتیجه مجموعهای از موقعیتها را بررسی کنید؛ نه فقط چند نمونه موفق که بعداً از روی نمودار انتخاب شدهاند.
در این بررسی، سود و زیان پس از هزینهها، اندازه زیانها، افت حساب و میزان پایبندی به قواعد اهمیت دارند. درصد معاملات موفق، بدون دانستن اندازه سود و زیان هر معامله، تصویر کاملی نمیدهد.
آزمون روی دادههای گذشته یا بکتست میتواند به شناخت رفتار قواعد کمک کند، اما اجرای واقعی را کامل بازسازی نمیکند. اسپرد، کمیسیون، قیمت اجرا و محدودیت نقدشوندگی ممکن است نتیجه را تغییر دهند. قواعدی که با دیدن آینده مرتب اصلاح شدهاند نیز ممکن است فقط با همان گذشته جور شده باشند.
بعد از تدوین قواعد، تمرین روی دادههای بعدی و ثبت تصمیمها در زمان وقوع، بخش دیگری از ارزیابی است. نتیجه مثبت گذشته یا حساب آزمایشی، وعده تکرار همان نتیجه در آینده نیست.
برای ادامه یادگیری از کجا شروع کنیم؟
فعلاً لازم نیست به همه ابزارها مسلط شوید. یک جفتارز، یک افق زمانی و مجموعه کوچکی از اطلاعات قابلفهم انتخاب کنید. برای هرکدام نقش مشخص بنویسید و تصمیمها را ثبت کنید.
اگر میخواهید ابزار تازهای اضافه کنید، ابتدا بگویید چه مشکلی را حل میکند؛ سپس بررسی کنید آیا در تصمیم و اجرای شما بهبود قابلمشاهدهای ایجاد کرده است. شلوغتر شدن بررسی، بهخودیخود به معنی بهتر شدن آن نیست.
در ادامه دوره، با ابزارهای هر رویکرد بیشتر آشنا میشویم. درس بعد از پایه خواندن نمودارهای فارکس شروع میکند؛ مهارتی برای فهم نمایش قیمت که به معنی برتری همیشگی تحلیل تکنیکال نیست.