انتخاب نمودار مناسب از اینجا شروع میشود که بدانید برای چه پرسشی به قیمت نگاه میکنید. دنبال تغییر قیمتهای بستهشدن هستید؟ میخواهید دامنه نوسان هر بازه را ببینید؟ یا فاصله بازشدن تا بستهشدن برایتان اهمیت دارد؟
در درس قبل، ساختار نمودار خطی، میلهای و شمعی را شناختیم. حالا میخواهیم بر اساس اطلاعات مورد نیاز، از میان آنها انتخاب کنیم. ظاهر آشناتر میتواند خواندن را آسانتر کند، اما بهتنهایی نشانه دقت بیشتر تحلیل یا سودآوری روش نیست.
پاسخ سریع: برای انتخاب نمودار مناسب در فارکس، باید مشخص کنید به چه اطلاعاتی نیاز دارید. نمودار خطی برای بررسی قیمتهای بستهشدن (Close) مناسب است؛ نمودار میلهای OHLC و نمودار شمعی هر چهار قیمت بازشدن، بیشترین، کمترین و بستهشدن را نشان میدهند. اگر میخواهید دامنه نوسان و فاصله Open تا Close را بررسی کنید، نمودار میلهای یا شمعی انتخاب مناسبتری است. در نهایت، نوع نمودار را بر اساس اطلاعات مورد نیاز و راحتی خواندن آن انتخاب کنید.
نمودار خطی: تمرکز بر یک نوع قیمت
نمودار خطیِ مبتنی بر Close، قیمت بستهشدن هر بازه را به بعدی وصل میکند. مزیتش این است که اطلاعات کمتری روی صفحه قرار میگیرد و میتوان تغییرات همین قیمتها را راحتتر دنبال کرد.
اگر پرسش شما این باشد که «قیمتهای بستهشدن در این بخش از نمودار چگونه تغییر کردهاند؟»، این نمایش مستقیماً به همان اطلاعات توجه میکند. برای مرور اولیه یک حرکت یا ارائه تصویری ساده از آن هم میتواند مفید باشد.
محدودیتش از همین انتخاب میآید: Open، High و Low را در خط Close نمیبینید. بنابراین، آرام به نظر رسیدن خط ثابت نمیکند که قیمت داخل بازهها هم حرکت محدودی داشته است.
این سادگی، حاصل نمایش ندادن بعضی اطلاعات است؛ لزوماً به معنی حذف آماری نویز یا میانگینگیری از قیمت نیست. همچنین در بعضی پلتفرمها میتوان منبع خط را تغییر داد، پس باید بدانید خط دقیقاً کدام قیمت را به هم وصل میکند.
نمودار میلهای: OHLC با نمایش کمحجمتر
میله استاندارد OHLC، قیمت بازشدن، بیشترین، کمترین و بستهشدن هر بازه را نشان میدهد. در مقایسه با خط Close، امکان بررسی دامنه کامل و جای Open و Close درون آن را فراهم میکند.
میلهها بدنه ضخیم کندل را ندارند. بعضی افراد این ظاهر را برای دنبالکردن داده قیمت یا کار در کنار نشانههای دیگر خواناتر میدانند. این یک ترجیح در نمایش است، نه نشانه کاملتر بودن اطلاعات نسبت به کندل استاندارد.
در مقابل، تشخیص خط کوتاه Open و Close ممکن است در صفحه کوچک یا بزرگنمایی نامناسب دشوار شود. اگر برای خواندن هر میله مدام چپ و راست را اشتباه میکنید، این نمایش هنوز برای شما راحت نیست و به تمرین یا تنظیم بهتر صفحه نیاز دارد.
توجه کنید که نمایش HLC، قیمت Open را حذف میکند. اگر روش شما به قیمت بازشدن وابسته است، این تنظیم جای OHLC کامل را نمیگیرد.
نمودار شمعی: برجستهکردن فاصله Open تا Close
کندل استاندارد، همان چهار قیمت میله OHLC را با بدنه و سایه نمایش میدهد. بدنه باعث میشود فاصله Open تا Close و جهت این تغییر در نگاه اول برجستهتر باشد.
اگر میخواهید اندازه بدنهها، سایهها یا جای بستهشدن در دامنه هر بازه را مقایسه کنید، ممکن است این نمایش برایتان خواناتر باشد. در ادامه دوره هم برای آموزش ساختارها و الگوهای کندلی از آن استفاده میکنیم.
محدودیت کندل این نیست که داده متفاوتی دارد؛ ممکن است نمایش تعداد زیادی بدنه و رنگ روی صفحه، توجه شما را از پرسش اصلی دور کند. دیدن یک شکل آشنا هم بهتنهایی دلیل کافی برای نتیجهگیری درباره حرکت بعدی نیست.
از رنگ و اندازه بدنه نمیتوان تعداد خریداران، حجم سفارشها یا میزان اطمینان افراد را مستقیماً خواند. اینها اطلاعات قیمتاند. بررسی موقعیتگیری یا دیدگاه فعالان بازار، به داده و تفسیر مربوط به خودش نیاز دارد.
یک مثال: خط یکسان، دامنه متفاوت
دو وضعیت فرضی برای EUR/USD را در نظر بگیرید. در هر دو، Open و Close تمام بازهها یکساناند، اما High و Low تفاوت دارند. چون خط به Closeها وصل شده است، نمودار خطی دو وضعیت دقیقاً یکسان دیده میشود.
در بازه 4، قیمت بازشدن در هر دو وضعیت 1.2150 و قیمت بستهشدن 1.2160 است. تغییر خالص و اندازه بدنه، هر دو 10 پیپاند.
اما در وضعیت A، بیشترین قیمت 1.2163 و کمترین قیمت 1.2147 بوده است. دامنه کامل این بازه 16 پیپ است.
در وضعیت B، بیشترین قیمت 1.2175 و کمترین قیمت 1.2135 بوده است. دامنه کامل همان بازه این بار 40 پیپ است. در این مثال EUR/USD، هر پیپ برابر 0.0001 است.
خط Close این تفاوت را نشان نمیدهد، اما میله یا کندل آن را آشکار میکند. اگر لازم باشد بدانید قیمت در طول بازه تا چه حد بالا یا پایین رفته، فقط نگاهکردن به بستهشدن کافی نیست.
در عین حال، دامنه بزرگتر بهتنهایی مسیر دقیق حرکت یا نتیجه یک معامله را مشخص نمیکند. برای چنین نتیجهای اطلاعات بیشتری، از جمله زمان ورود و خروج و مبنای قیمت، لازم است.
نوع نمودار را بر اساس اطلاعات مورد نیاز انتخاب کنید
برای یک انتخاب کاربردی، این ارتباطها را در نظر بگیرید:
● اگر فقط تغییرات Close موضوع بررسی است، نمودار خطی میتواند نمایش ساده و مناسبی باشد.
● اگر High و Low یا فاصله Open تا Close لازم است، میله OHLC یا کندل استاندارد اطلاعات مرتبط را نشان میدهد.
● اگر هدف، بررسی شکل بدنه و سایههاست، کندل این اجزا را مستقیمتر نمایش میدهد.
● اگر هر چهار قیمت لازماند، اما نمایش میلهای را راحتتر میخوانید، الزامی به استفاده از کندل ندارید.
این انتخابها درباره نمایش اطلاعاتاند. برای تبدیل مشاهده به تصمیم معاملاتی، همچنان به قواعد مشخص نیاز دارید. عوضکردن ظاهر نمودار، جای چنین قواعدی را نمیگیرد.
نوع نمودار و تایمفریم دو انتخاب جدا هستند
خطی بودن به معنی بلندمدت بودن نیست و شمعی بودن هم به معنی کوتاهمدت بودن نیست. هر سه نمایش را میتوان برای بازههای زمانی مختلف به کار برد.
با تبدیل نمودار یکساعته از کندل به خط، اندازه بازهها همچنان یک ساعت میماند؛ فقط بخشی از اطلاعات آنها نمایش داده میشود. اما تبدیل نمودار یکساعته به چهارساعته، دستهبندی قیمتها و OHLC هر بازه را تغییر میدهد.
همچنین بخشی از شلوغی صفحه به تعداد بازههای قابل مشاهده، فاصله میان آنها و اندازه نمایش مربوط است. قبل از اینکه نوع نمودار را نامناسب بدانید، بزرگنمایی و تعداد بازههای روی صفحه را بررسی کنید.
برای مقایسه منصفانه دو نمایش، نماد، منبع داده، تایمفریم و محدوده زمانی را ثابت نگه دارید. مقیاس قیمت هم مهم است؛ فشرده یا کشیده شدن محور عمودی میتواند برداشت بصری از بزرگی حرکت را تغییر دهد.
استفاده از بیش از یک نمایش ممکن است
میتوانید ابتدا با خط Close تغییرات کلی بستهشدن را مرور کنید، سپس برای بررسی دامنهها به میله یا کندل همان بازهها برگردید. این فقط یک روش ممکن برای مطالعه نمودار است و لازم نیست همیشه هر سه نمایش را باز نگه دارید.
نکته این است که تغییر نمایش، پرسش مشخصی را پاسخ دهد. مثلاً پس از دیدن یک حرکت در خط، بخواهید High و Low بازههای آن را بررسی کنید.
اگر هر سه نمودار از یک داده ساخته شدهاند، مشاهده همان حرکت در هر سه، سه تأیید مستقل ایجاد نمیکند. شما اطلاعات مشترکی را به چند شکل میبینید. تفاوت کاربردی این است که هر نمایش، کدام بخش از داده را برایتان خواناتر میکند.
چند تنظیم را پیش از انتخاب نهایی بررسی کنید
قاعده رنگبندی را بشناسید. رنگها قابل تغییرند و در برخی تنظیمات، رنگ بر اساس مقایسه با Close قبلی تعیین میشود. اگر تعریف رنگ را ندانید، ممکن است برداشتتان از کندل یا میله اشتباه باشد.
منبع قیمت را هم بررسی کنید. برای مثال، نمودار نمادهای خارج از بورس در متاتریدر 5 بر اساس Bid تشکیل میشود. تغییر نمایش از میله به کندل، آن را به نمودار Ask تبدیل نمیکند.
بنابراین، انتخاب نوع نمودار و بررسی مبنای داده باید کنار هم انجام شوند. نمایش واضحِ دادهای که معنایش را نمیدانید، برای تحلیل کافی نیست.
یک تمرین برای پیدا کردن نمایش مناسب
روی یک جفتارز، تایمفریم و محدوده زمانی ثابت، ابتدا خط Close را ببینید و چند مشاهده درباره بستهشدنها بنویسید. سپس نمایش را به میله یا کندل تغییر دهید و بررسی کنید چه اطلاعاتی درباره دامنه بازهها اضافه شده است.
یک بازه را انتخاب کنید و High، Low و فاصله Open تا Close آن را بخوانید. بعد همین چهار عدد را در نمایش میلهای و شمعی تطبیق دهید. قرار است داده یکسان باشد، حتی اگر سرعت خواندن شما متفاوت باشد.
در پایان بنویسید کدام نمایش برای پرسش مشخص شما راحتتر بود و چرا. هدف این تمرین، انتخاب آگاهانه ابزار نمایش است؛ نتیجه آن بهتنهایی درباره سودآوری یک روش معاملاتی داوری نمیکند.
در درس بعد، وارد مبحث حمایت و مقاومت میشویم و بررسی میکنیم واکنشهای قیمت چگونه روی نمودار قابل مطالعهاند.
