ممکن است پلتفرم اجازه دهد با 100 دلار حساب معاملاتی باز کنید و وارد معامله شوید. اما امکان ثبت سفارش، بهتنهایی نشان نمیدهد حجم انتخابی با ظرفیت حساب تناسب دارد.
برای حساب 100 دلاری، 10 دلار زیان یعنی 10% سرمایه اولیه. مبلغی که شاید کوچک به نظر برسد، میتواند سهم بزرگی از حساب باشد. در این درس، یک معامله فرضی را دنبال میکنیم تا اثر حجم، مارجین و حرکت قیمت را کنار هم ببینیم.
پاسخ سریع: اگر فقط با 100 دلار در فارکس معامله کنیم، حتی یک حرکت نسبتاً محدود قیمت میتواند بخش قابلتوجهی از سرمایه را از بین ببرد. میزان زیان به حجم معامله، ارزش هر پیپ، جهت حرکت قیمت، هزینهها و فاصله خروج بستگی دارد. در این سناریوی فرضی، معامله فروش GBP/USD با حجم 4,000 پوند و مارجین 1% بررسی میشود. با افزایش قیمت، سطح مارجین ابتدا به زیر آستانه اخطار 100% و سپس به زیر سطح استاپ اوت 20% میرسد. در پایان مثال، با فرض بستهشدن معامله در قیمت مشخصشده، از سرمایه اولیه 100 دلاری فقط 10 دلار باقی میماند.
مشخصات حساب و معامله فرضی
حساب دلاری با 100 دلار مانده (Balance) داریم. قواعد را فقط برای این سناریو چنین تعیین میکنیم:
- آستانه اخطار مارجین (Margin Call Level): سطح مارجین 100% یا کمتر.
- سطح استاپ اوت (Stop Out Level): سطح مارجین 20% یا کمتر؛ در این نقطه، تنها موقعیت حساب کاملاً بسته میشود.
- معامله: فروش (Sell / Short) به حجم 4,000 پوند روی GBP/USD، در قیمت 1.2500.
- نرخ مارجین: 1%؛ تبدیل الزام مارجین به دلار با نرخ جاری GBP/USD انجام میشود.
اگر اندازه قرارداد هر لات 100,000 واحد باشد، حجم ما 0.04 لات است. سفارش یا موقعیت دیگری نداریم و در طول مثال، واریز و برداشت انجام نمیشود.
اسپرد، کمیسیون، سواپ، اعتبار و سایر تعدیلات را صفر میگیریم؛ بنابراین از یک قیمت واحد برای ارزشگذاری و تبدیل مارجین استفاده میکنیم. برای مشاهده کامل سناریو، خروج زودتری هم در نظر نمیگیریم. این فروض، برنامه پیشنهادیِ نگهداری معامله تا استاپ اوت نیستند.
مرحله اول: ورود با نیمی از Equity درگیر مارجین
حجم موقعیت 4,000 پوند است. با نرخ مارجین 1%، الزام مارجین 40 پوند میشود:
Required Margin = 4,000 × 0.01 = 40 GBP
در قیمت ورود 1.2500، معادل دلاری آن 50 دلار است:
Used Margin = 40 × 1.2500 = 50 USD
چون فقط یک موقعیت داریم، همین مبلغ کل مارجین درگیر (Used Margin) حساب است. در شروعِ بدون هزینه و تغییر قیمت، نتیجه شناور صفر و ارزش خالص حساب (Equity) برابر 100 دلار است.
Free Margin = 100 − 50 = 50 USD
Margin Level = (100 ÷ 50) × 100 = 200%
مارجین آزاد (Free Margin) برابر 50 دلار و سطح مارجین (Margin Level) برابر 200% است. این نسبت، سود حساب یا تضمین کمریسکبودن معامله را نشان نمیدهد.
ارزش اسمی موقعیت در زمان ورود 5,000 دلار است؛ با حساب 100 دلاری، سود و زیان ناشی از تغییر قیمت همین حجم را تجربه میکنیم. مارجین 50 دلاری، سقف زیان معامله نیست.
هر پیپ چه اثری روی این حساب دارد؟
برای GBP/USD، با تعریف پیپ برابر 0.0001 و حجم 4,000 پوند، ارزش هر پیپ 0.40 دلار است:
Pip Value = 4,000 × 0.0001 = 0.40 USD
پس حرکت 25 پیپی برخلاف موقعیت، پیش از هزینهها 10 دلار زیان ایجاد میکند؛ یعنی 10% سرمایه اولیه.
چون موقعیت ما فروش است، افزایش قیمت زیان ایجاد میکند. نتیجه شناور دلاری از این رابطه به دست میآید:
Floating P/L = Position Size × (Entry Price − Current Price)
در فروش، قیمت ورود را منهای قیمت جاری میکنیم؛ بنابراین وقتی قیمت جاری بالاتر باشد، حاصل منفی میشود.
مرحله دوم: قیمت بالا میرود و حساب وارد اخطار میشود
فرض کنید قیمت به 1.2625 رسیده است؛ یعنی 125 پیپ بالاتر از ورود. زیان شناور اکنون 50 دلار است:
Floating P/L = 4,000 × (1.2500 − 1.2625) = −50 USD
Equity = 100 − 50 = 50 USD
مارجین دلاری هم باید با نرخ جدید محاسبه شود:
Used Margin = 40 × 1.2625 = 50.50 USD
Free Margin = 50 − 50.50 = −0.50 USD
Margin Level = (50 ÷ 50.50) × 100 ≈ 99.01%
در این مقطع، نسبت از مرز اخطار 100% پایینتر رفته است. طبق قواعد فرضی، حساب در وضعیت مارجین کال قرار دارد، اما هنوز به آستانه خروج 20% نرسیده است.
مارجین آزاد 0.50 دلار منفی است؛ Equity همچنان 50 دلار مثبت و Balance هنوز 100 دلار است. منفیشدن مارجین آزاد به معنی منفیشدن این دو عدد نیست.
همزمان دو تغییر رخ داده است: زیان باز، Equity را پایین آورده و افزایش نرخ GBP/USD، معادل دلاری مارجین را بیشتر کرده است. ثابتبودن نرخ 1%، به معنی ثابتماندن مبلغ دلاری مارجین نیست.
مرحله سوم: عبور از آستانه استاپ اوت
حرکت قیمت را در دو نرخ نزدیک به هم بررسی کنیم. در 1.2724، Equity برابر 10.40 دلار و مارجین درگیر برابر 50.896 دلار است. سطح مارجین تقریباً 20.43% است؛ هنوز کمی بالاتر از مرز خروج.
حالا فرض کنیم نخستین نرخ قابلاجرای بعدی 1.2725 باشد و بین این دو، نرخ قابلاجرای دیگری در مدل ما وجود نداشته باشد. قیمت مجموعاً 225 پیپ بالاتر از ورود قرار گرفته است:
Floating P/L = 4,000 × (1.2500 − 1.2725) = −90 USD
Equity = 100 − 90 = 10 USD
Used Margin = 40 × 1.2725 = 50.90 USD
Free Margin = 10 − 50.90 = −40.90 USD
Margin Level = (10 ÷ 50.90) × 100 ≈ 19.65%
نسبت به کمتر از 20% رسیده و شرط خروج اجباری برقرار شده است. آستانه 20%، عدد فعالکننده قاعده است؛ اجرا الزاماً با نمایش دقیقاً 20.00% اتفاق نمیافتد.
پس از بستهشدن معامله چه میماند؟
فرض میکنیم خروج کامل دقیقاً در 1.2725 انجام شود و هزینه تازه یا لغزش نداشته باشیم. زیان 90 دلاری قطعی میشود و مانده جدید 10 دلار خواهد بود:
New Balance = 100 − 90 = 10 USD
نتیجه شناور صفر میشود و Equity همان 10 دلار باقی میماند؛ اثر زیان از قبل در آن لحاظ شده بود. با نبود تعهد دیگر، مارجین درگیر صفر و مارجین آزاد 10 دلار است. نسبت سطح مارجین با مخرج صفر، قابل محاسبه نیست.
در این سناریو، حساب 90% سرمایه اولیه را از دست داده است. استاپ اوت 20% به معنی باقیماندن 20% سرمایه اولیه نبود؛ آن درصد نسبت Equity به الزام مارجین جاری را اندازه میگرفت.
نتیجه واقعی خروج میتواند با هزینه، اختلاف Bid و Ask یا لغزش تغییر کند. همچنین این افت، پیامد حجم و مسیر همین مثال است؛ نتیجه قطعی همه حسابهای 100 دلاری نیست.
همان حرکت قیمت، با دو حجم متفاوت
برای جداکردن اثر حجم، دو حساب فرضیِ 100 دلاری را در نظر بگیرید. هر دو در 1.2500 فروش میگیرند و قیمت تا 1.2600 بالا میرود؛ حرکت مخالف در هر دو 100 پیپ است.
حساب اول 1,000 پوند موقعیت دارد: هر پیپ 0.10 دلار است و این حرکت، 10 دلار زیان ایجاد میکند؛ یعنی 10% سرمایه اولیه. Equity به 90 دلار میرسد.
حساب دوم 4,000 پوند موقعیت دارد: هر پیپ 0.40 دلار است و همان حرکت، 40 دلار زیان ایجاد میکند؛ یعنی 40% سرمایه اولیه. Equity به 60 دلار میرسد.
این مقایسه، تأیید مناسببودن هیچکدام از حجمها نیست. نشان میدهد مبلغ سرمایه را باید کنار حجم و فاصله خروج بررسی کنیم. مقدار مارجینی که سامانه برای ورود میخواهد، جای محاسبه زیان برنامهریزیشده را نمیگیرد.
محدودیت حداقل حجم را هم بررسی کنید
فرض کنید برای یک معامله، سقف زیان برنامهریزیشده خود را 1 دلار انتخاب کردهاید و فاصله خروج 30 پیپ است. اگر حداقل حجم قابلثبت در نماد فرضی 1,000 واحد باشد، ارزش پیپ 0.10 دلار و زیانِ بدون هزینه در آن فاصله 3 دلار میشود.
با این شرایط، کوچکترین سفارش هم با سقف 1 دلاری شما سازگار نیست. حداقل حجم و گام تغییر حجم، به مشخصات نماد و حساب وابستهاند؛ نباید 0.01 لات یا هر مقدار دیگری را برای همه ابزارها یکسان فرض کرد.
هزینهها هم بخشی از همین محاسبهاند. مثلاً هزینه فرضی 1 دلار برای حساب 100 دلاری، بهتنهایی 1% سرمایه است؛ حتی پیش از درنظرگرفتن نتیجه حرکت قیمت.
حساب کوچک را چگونه ارزیابی کنیم؟
صرف اجازه ثبت سفارش، برای نتیجهگیری درباره تناسب معامله کافی نیست. ابتدا حجم، ارزش پیپ، فاصله خروج، هزینهها و زیان دلاری را محاسبه کنید؛ سپس کفایت مارجین و قواعد اخطار و خروج را بررسی کنید.
مارجین آزاد، بودجه مجاز زیان نیست و آستانه استاپ اوت هم برنامه مدیریت ریسک شما را تعیین نمیکند. برای حساب کوچک، حتی تفاوت چند دلار میتواند سهم قابلتوجهی از سرمایه باشد.
در درس بعد میبینیم چرا آستانهها و قواعد مارجین کال و استاپ اوت را باید برای هر ارائهدهنده و حساب جداگانه خواند.

